ناصر الدين شاه قاجار
124
سفرنامه عراق عجم ( فارسى )
با تماشا است كه آدم نميخواهد چشم از آن بردارد و هيچ طور از تماشاى اين آبشارها سير نميشود امّا اين تنگهء باصفا جاى تنگى بود محلّ آفتابگردان نداشت كه نهار بخوريم سه محلّ همينطور آبشار بود و آب از مسافتى به پائين ميريخت بعضى جاها هم وسط رودخانه جزيره پيدا ميشد و بعضى از جزيرهها هم وسعتى داشت كه ميشد در آنجاها آفتابگردان زد زمين جزيرهها هم گل و گياه زيادى داشت و خيلى باصفا بود قدرى ديگر كه رفتيم جادّهء كه ميرود بخاوه دست راست ماند و رودخانه همانطور دست چپ كنار رودخانه ميرشكار را با سهام السّلطنه اردستانى ديديم ايستاده بودند از اينجا هم گذشته به چند درخت بيد رسيديم ديديم اينجا هم جمعيّت زيادى از اهل اردو براى سياحت سرچشمه از جلو آمده براى خود جا گرفتهاند رفتيم بالاتر براى سرچشمه ديديم به قدر چهل پنجاه نفر از رعيّتهاى شهرى و غيره آمدهاند باينجا كه ما را زيارت كنند آمديم تا سرچشمه ديديم اينجا هم چندان پاكيزگى و صفائى ندارد و جاى بكر و محلّ تميزى نيست بعلاوه اطراف چشمه هم ناهموار است و جاى آفتابگردان زدن نبود بالاى اين چشمه هم غارى است گفتيم شايد آنجا جاى خنك خوبى باشد عرض كردند خير بواسطهء فضلات كبوتر و طيور ديگر قدرى متعفّن است به اين ملاحظات از توقّف در سرچشمه چشم پوشيده به قدر دويست قدم پائينتر آمديم كنار رودخانه كه سبزه و گلى داشت و جاى تميز باصفائى بود فرموديم آفتابگردان زدند و بنهار افتاديم اين چشمه آب عمدهاش از يك جا بيرون ميآيد امّا بعضى جاهاى ديگر هم سرچشمهاى كوچك دارد